|
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند؟ از در خویش خدایا بهشتم مفرست که سر کوی تو از کون مکان ما را بس خاک درت بهشت من ، مهر رخت سرشت من عشق تو سرشت من ، راحت من رضای تو به شادي رخ گل بيخ غم ز دل برکن بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شکن ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن رسيد باد صبا غنچه در هواداري به راستي طلب آزادگي ز سرو چمن طريق صدق بياموز از آب صافي دل شکنج گيسوي سنبل ببين به روي سمن ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر به عينه دل و دين ميبرد به وجه حسن عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد براي وصل گل آمد برون ز بيت حزن صفير بلبل شوريده و نفير هزار به قول حافظ و فتوي پير صاحب فن حديث صحبت خوبان و جام باده بگو
|
|